در سال 44 شمسي در شهرستان بيله سوار در يك خانواده مذهبي چشم به جهان گشودند تحصيلات ابتدائي خود را در دبستان تختي شروع كردند، همزمان با تحصيلات ، در امورات زندگي و كارها به خانواده كمك مي كردند.
ايشان با توجه به اين كه در دامان خانواده اي مذهبي پرورش يافته بودند اهل نماز و تقوي بودند ، خوش خلق وخوش برخورد بودند، به خاطر رفتار و گفتار پسنديده اش همه او را دوست داشتند.
در سال 63 به صورت داوطلبانه به جبهه اعزام شدند، ايشان رفتن به جبهه را يك تكليف براي خود مي دانستند ، او آن چنان عاشق و شيفته خدمت به اسلام شده بود كه به هنگام اعزام به جبهه به مادرش گفته بود: اگر بيايي و جبهه را ببيني ديگر بر نمي گردي .
دوستانشان نقل مي كنند كه هنگام عمليات ، ايشان خيلي خوشحال مي شدند و عاشق عمليات بودند به طوري كه ايشان عمليات را فرصتي براي سركوب دشمن و باز پس گرفتن خاك وطنش مي دانست.
ايشان مي گفتند:
ارزش جوانان مومن و خدا دوست در شهادت و ايثار و از خود گذشتگي تجلي پيدا مي كند.
ايشان شهادت را سعادت و خوشبختي براي خود محسوب مي كردند.
آري او همانند باكري ها و همت ها ، راه را از بيراهه شناخته بود و مي دانست كه زمان خدمت به اسلام و مسلمين و لبيك گفتن به فرمان ولايت فقيه است.
شهيد محمد دشتي مي گفتند :
(( ما در برابر خون شهيدان مسئول هستيم، ما در برابر حفظ وجب به وجب خاك وطن عزيز مسئول هستيم، ما بايد از قطره قطره ي خون شهيدان وميهن عزيز پاسداري كنيم....))
شهيد عزيز، ارادت خاصي به حضرت امام(ره) داشتند در تمامي نامه ها يش پس از حمد وثناي خداوند سخني از امام (ره) مي نوشتند و سلام و درود به ايشان مي فرستادند كه نشان از عشق او به ولايت بود.
ارادت خاصي به سالار شهيدان حسين بن علي (ع) و فرزند رشيدش علي اكبر(ع) داشتند، ابراز مي كردند كه خاك جبهه همان خاك كربلاست.
از رفتار شهيد هرچه گفته شود كم است ؛ ايشان رفتاري پسنديده و اخلاقي نيكو داشتند از رفتار پسنديده ي او آن بود كه هر گاه بزرگتري وارد خانه مي شد ايشان بلند شده وسلام مي كردند؛ با بچه ها مهربان بودند ،با آن ها بازي مي كردند به اهل خانه در انجام امورات منزل كمك مي كردند...
شهيد محمد دشتي زماني كه به سن تكليف رسيد به تكليف خود عمل كرد او براي لبيك گفتن به فرمان پير جماران ، خميني بت شكن ، خود را به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل رساند.
سرانجام در 21دي 63در اثر اصابت گلوله ي منافقين كوردل به درجه رفيع شهادت نائل گشتند، روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
وقتي كه ترا به كوي ما آوردند گفتي كه حضوري از خدا آوردند
با هودجي از سبز سخاوت رفتي در هودجي از سرخ ترا آوردند
برچسب:
نویسنده: mnb